...::: راست میگفت شهید آوینی :::...

یک روز برای اقامه نماز جماعت به نمازخانه دانشگاه رفتم ،کنار شوفاژ نشسته بودم که دیدم دانشجویی بر روی شوفاژ با خودکار آبی نوشته " در دانشگاه من نماز نخوانید ،تا من در مسجد شما فکر نکنم " .
این جمله که از سر نادانی نوشته شده بود ،بسیار مرا آشفته کرد ،و اندکی به فکر فرو رفتم و با خود گفتم :
دانشگاه ما در مرکز استان میباشد ، چند دانشکده و 12000 دانشجو دارد ،اما در آن مسجدی وجود ندارد ،و فقط یک نمازخانه دارد که بیشتر شبیه خوابگاه است تا نمازخانه .
هوا که سرد میشود دانشجویان به عنوان محلی گرم برای استراحت در ساعتهای خالی بین کلاسهایشان استفاده میکنند ،زمان امتحان که فرا میرسد ،همه به نمازخانه حمله میکنند تا بتوانند در سکوت بیشتری درس بخوانند ،البته دانشگاه کتابخانه هم دارد ولی چون در کتابخوانه نمیتوان دراز کشید ولی در نمازخانه میتوان دراز کشید و درس خواند ،کسی برای درس خواندن به کتابخانه نمیرود .
اما از همه اینها گذشته وقتی اذان میزند ،از این دانشگاهی که ادعایش گوش استان را پر کرده حدود 50 نفر برای نماز ظهر حاضر میشوند ،که از بین این 50 نفر عده ای پرسنل دانشگاهند و با شناختی که روی آنها دارم تعدادی از آنها اهل نماز نیستند و صرفا جهت گرفتن رتبه و پست و مقام در نماز جماعت حاضر میشوند ،از جمعیت باقی مانده هم تعدادی هم به صورت انفرادی نماز میخوانند .
وقت نماز مغرب و عشا هم که میشود ،این جمعیت از 20 نفر هم بالاتر نمیرود ...
حالا جمعیت کم نماز گذار به کنار ،درد اینجاست که در دانشگاه آزاد اسلامی ،رنگ و بویی از دین و دیانت دیده نمیشود.
درد اینجاست که کمتر استادی در دانشگاه پیدا میشود که مذهبی باشد و اکثریت ژست روشنفکری میگیرند ،و در پیروی از اندیشمندان غربی دین را افیون توده ها میبینند.
درد اینجاست که در دانشگاهی که در نامش کلمه اسلام قرار دارد ،آدمهایی را میبینی با لباسهایی مخصوص پارتی های شبانه که در شان دانشگاه نیست.
درد اینجاست که یک نفر به خودش اجازه میدهد در محل نماز و عبادت ما ،به دین و اعتقادمان توهین کند و هر چه دلش میخواهد بگوید.
درد اینجاست که بچه مذهبی ها درون دانشگاه منزوی شده اند ،و دانشگاه مکانی شده برای عشق بازی و هوا و هوس.
درد اینجاست که وقتی یک دانشجوی مذهبی در مملکت اسلامی و دانشگاه به اسم اسلامی در ابتدای مباحثش نام خدا را میبرد باید توسط کسانی که اسلام را نمی شناسند مورد تمسخر قرار بگیرد.
درد اینجاستکه هر وقت یکی از اساتید مذهبی میگوید برای اینکه کلاس آرام شود صلوات بفرستید ،اکثریت کلاس به او میخندند.
خیلی ناراحت شدم و هزاران چرا ذهن مرا درگیر کرد :
چرا باید دانشگاه ما اینگونه باشد ؟
چرا باید دانشجو از اینکه آستینش را بالا بزند وضو بگیرد و در نماز جماعت شرکت کند خجالت بکشد ؟
چرا باید دانشجو از اینکه اعتقاد خودش را به اسلام و خدا بیان کند بترسد ؟
چرا رییس داشنگاه در نماز جماعت نباید حضور داشته باشد ؟
چرا هیچکدام از اساتید را در نمازخانه مشاهده نمیکنیم ؟
چرا حراست دانشگاه با بچه مذهبی ها مشکل دارد ،اما با غیر مذهبی ها به اصطلاح رفیق فابریک است ؟
چرا دانشجو در روزهای آخر تحصیلش دین و ایمان را فراموش میکند ،پسر اگر ظاهرش اسلامی باشد غربی میشود و دختر اگر حجاب روی سرش باشد کشف میشود ؟
چرا باید دانشگاه جای کارخانه انسان سازی ،کارخانه انحراف سازی باشد ؟
چرا از اسلام فقط به نام و ظاهرش بسنده کرده ایم و دین را برای خلق خدا میخواهیم نه برای خدا ؟
چرا ما از امام زمانی بودن فقط ادعا میکنیم ،و نماز را که ستون دین است سبک میشماریم ،و به اعتقاد خود اندک بهایی نمیدهیم ؟
آیا بهتر نیست برای این چالشهای پیش رو تدبیری بیندیشیم ؟

راست میگفت شهید آوینی :
در جمهوری اسلامی همه آزادند جز بچه حزب اللهی ها !!!!!!!!!!!!!

 

خدایا به حق مهدی حجت الله (عج) خودت عاقبت همه ما را به خیر کن

/ 2 نظر / 18 بازدید
مجید

سلام؛چرا چرا های باحالی بود ولی خب پاسخش قبلا توی کلام الله داده شده؛شیطان قسم خورده تمام تلاشش رو بکنه که با بله گفتن های ما موفقم هم بوده خدا هم به رسولش توی سوره مائده گفته غمگین مباش ازینکه اینها به سرعت سمت کفرمیرن، چرا؟چون آخر همون آیه(41) میفرماید برای اینکه خدا نخواسته دلهاشان از پلیدی وجهل پاک بشه؛ بهرحال ان العاقبه للمؤمنین؛البته همه دانشجویان دانشگاه شما کافرنیستنا داداش؛دنبال چراهاتو بگیری به چیزای بهتری هم میرسی ان شاءالله؛ همش شیطون مقصرنیست شیطونی هم تأثیرداره

غریب آشنا(s.m.p)

با سلام خدمت همه بچه باحالا...مشتیا...عشقااا...وخصوصا حزب الهیا... فقط میتونم بگم چرا چرا و واقعا چرا... این احتمالا همون پوستین وارونه دین هستش ک مولا علی ع جانم به فداش فرمود... چرا...!!؟!![خرخون]